صلی الله علیک با ابا عبد الله

یا صاحب الزمان یا شریک القرآن والامام انس والجان

صلی الله علیک با ابا عبد الله

یا صاحب الزمان یا شریک القرآن والامام انس والجان

آزادی بیان از نوع غربی

آزادی بیان از نوع غربی

 

آلمان انتشار هر گونه اخبار درباره "شهیده حجاب " را ممنوع کرد.

شهید حجاب

دادستانی آلمان انتشار هرگونه اخبار یا گزارش در زمینه قتل "مروه الشربینی " زن مسلمان مصری در یک دادگاه در آلمان را ممنوع اعلام کرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان، "کریستین اویناروس " سخنگوی دادستانی کل آلمان اعلام کرد: پیش از به جریان انداختن شکایت از متهم، از انتشار هرگونه خبری درباره جزئیات مربوط به این قتل جلوگیری خواهد شد.

این در حالی است که پیش از این نیز اخبار مربوط به این حادثه با سردی از سوی رسانه‌های معتبر آلمان دنبال می‌شد و این رسانه‌ها سعی داشتند تا این واقعه را یک موضوع شخصی قلمداد کنند و یا با بی‌تفاوتی از کنار آن بگذرند.

بنا بر این گزارش،این تصمیم پس از آن گرفته شد که بر اساس یک گزارش‌ منتشر شده در مجله "فوکوس " آلمان فاش شد که متهم پیش از ورود به دادگاه تصمیم خود را برای قتل این زن مسلمان و محجبه گرفته بود.

مروه الشربینی چهارشنبه دو هفته پیش در دادگاه "لوندس کریچ " در شهر "درسدن "شرق آلمان به دست یک آلمانی 28ساله به نام "آلیکس دبلیو " کشته شد.

در دادگاه استیناف مرد آلمانی با 18ضربه چاقو این زن را که سه ماهه باردار بوده به شهادت رسانید و شوهر وی نیز که قصد دفاع از همسرش را داشت با تیراندازی نیروهای امنیتی دادگاه مجروح شد.

حادثه شهادت الشربینی با درگیری لفظی بین این زن و مرد در پارکی در شهر درسدن شروع شد که در ادامه فرد آلمانی این زن مصری را به خاطر حجاب تروریست خطاب کرد و با حمله به او حجاب را از سر وی برداشت.

در ادامه با شکایت زن به دادگاه آلمان، این فرد آلمانی محکوم به پرداخت 750 یورو می‌شود اما در دادگاه استیناف مرد آلمانی با 18ضربه چاقو این زن را که سه ماهه باردار بوده به شهادت رسانید و شوهر وی نیز که قصد دفاع از همسرش را داشت با تیراندازی نیروهای امنیتی دادگاه مجروح شد.

این حادثه تروریستی و بی‌تفاوتی دولت آلمان نسبت به آن خشم ملت‌های مسلمان را بر انگیخت. علاوه بر بسیاری از کشورهای عربی و مسلمان، صدها تن از مسلمانان فرانسه و آلمان دیروز و امروز در اعتراض به شهادت الشربینی تجمع اعتراض آمیز برپا کردند.

مردم سایر کشورهای اسلامی نظیر مصر و ایران نیز در اعتراض به این جنایت نژادپرستانه تظاهرات اعتراض‌آمیز بر پا کردند.

هزاران نفر از مردم مصر با شرکت در مراسم باشکوه خاکسپاری این زن مسلمان در شهر "اسکندریه " انزجار خود را از این اقدام تروریستی اعلام کرده و از دولت مصر خواستند تا این جنایت را با دقت دنبال کند.

طعم پیش نمازی

طعم پیش نمازی
79e ~j4 fe'2j

مدیریت مسجد در کلام رهبری

پیشنمازی، یعنی آدم مسجد را واقعاً محل کار خودش بداند؛ قبل از وقت، حتی قبل از دیگران، به آن‌جا برود و اوضاع مسجد را ببیند؛ اگر اشکالاتی در وضع ظاهری مسجد هست، برطرف کند؛ سجاده‌اش را پهن نماید؛ منتظر مردم بماند که بیایند؛ با یک یک افرادی که می‌آیند، تا آن‌جایی که می‌تواند، تماس بگیرد؛ به آنها محبت بکند؛ از آنها احوالپرسی کند؛ اگر مشکلی دارند، در آن حدی که برایش میسور است، برطرف کند؛ نه اینکه پادوی کارهای خدماتی مردم بشود - در بعضی از مساجد، چنین چیزهایی وجود دارد که قطعاً غلط است - در آن‌جا بنشیند، مردم به او مراجعه بکنند، درد دل بکنند، خودش را بر مردم عرضه کند، در معرض مراجعات مردم قرار بدهد؛ نماز را که تمام کرد، برای مردم مسئله و تفسیری بگوید؛ حرفی بزند و بلند شود بیرون برود؛ یعنی این‌طور ساعتی از وقت خودش را در این‌جا صرف بکند.

به نظر من، این‌طور پیشنمازی، یک فرد خیلی مفید و مؤثر و بابرکت و جلب کننده عواطف است. در سایه چنین پیشنمازی است که وقتی او به آن کسانی که با مسجدش سروکار و رفت و آمد دارند، حتی کسانی که وقت هم نمی‌کنند به مسجد بروند، اما دورادور می‌دانند و از دیگران شنیده‌اند که این آقا، چه آقای خوبی است، اشاره کند که فلان کار باید انجام بگیرد، نه بودجه می‌خواهد، نه قدرت قانونی می‌خواهد و نه بخشنامه لازم دارد؛ آن کار طبق نظر و گفته او انجام خواهد گرفت. در مسجد دانشگاه، اگر این روحانی صاحب این مسجد شود و به آن‌جا برود و بنشیند بحث کند، حتماً دانشجویان جذب می‌شوند. البته ممکن است مدتی نیایند و عده‌ای هم بدجنسی کنند، لیکن اصلاً دانشجو به یک نفر که مثل پدر با او برخورد کند و مشکلاتش را مرتفع سازد، احتیاج دارد. اگر چنین روحانیانی در آن‌جا باشد، اصلاً امکان ندارد که دانشجویان مراجعه نکنند.

علم بهتر است یا ثروت؟!

علم بهتر است یا ثروت؟!

امام علی(ع) در نگاه جرج جرداق

گواهى کمیل بن زیاد به گستردگى علوم امام على(علیه‎السلام)

ابوحمزه ثمالى از عبدالرّحمن بن جلدب روایت کرد که کمیل بن زیاد نَخَعى گفت:

على بن ابیطالب(علیه‎السلام) دست مرا گرفت و به ناحیه جبّان برد. چون به صحرا رسید، نَفَسِ بلندى کشید و فرمود:

یا کُمِیلُ، اِنَّ هذِهِ القُلُوبَ اوْعِیَةٌ فَخَیْرُها اوعاها یا کُمیلُ اِحْفِظ عَنّى ما اقُولُ:

النّاسُ ثِلاثِةٌ، عالِمٌْ رَبّانى، و مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبیلِ نَجاةٍ، وَ هَمَجٌ رَعاعٌ، لِکُلِّ ناعِقٍ اتْباعٌ یَمیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضیئُوا بِنُورِ العِلْمِ، وَ لَمَ یَلْجَوؤا اِلى رُکْنٍ وَثیقٍ.(1)

«اى کمیل: این دل‎ها مانند ظرف‎هاست و بهترین آنها نگهدارنده‎ترین آنهاست. اى کمیل، حفظ کن آنچه را که مى‎گویم: مردم سه دسته اند:

عالم ربّانى، آموزنده‎اى که بر راه نجات و رهایى است، و مگسان کوچک و ناتوان که از هر آواز کننده‎اى پیروى مى‎نمایند و با هر بادى مى‎روند. از نور دانش روشنایى نگرفته‎اند و به پایه‎اى استوار پناه نبرده‎اند.»

یا کُمِیْلُ: اَلْعِلْمُ خَیْرُ الْمالِ.

اَلْعِلْمُ یَحْرِسُکَ، وَ اَنْتَ تَحْرُسُ الْمالَ وَ الْمالُ تَنْقُصُهُ النَّفَةُ، وَ الْعِلْمِ یَزْکُوا عَلَى الاْنْفاقِ.

یا کُمِیْلُ: مَعْرِفَةُ العِلْمِ دَیْنٌ یَدانُ بِهِ یَکْسِبُهُ الطّاعَةَ فِى حَیاتِهِ وَ جَمیلَ الاْحدُوثَةِ بَعْدَ وَفاتِهِ وَ مَنْفَعَةُ الْمالِ تَزُولُ بِزَوالِهِ. وَالْعِلْمُ حاکِمٌ وَالْمالُ مَحْکُومٌ عَلَیْهِ.

یا کُمِیْل: ماتَ خُزّانُ الْمالِ، وَ الْعُلَماءُ باقُونَ ما بَقِىَ الدَّهْرُ. اعْیانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ اَمْثالُهُم فى الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ.

«اى کمیل، دانش بهتر از مال است. علم تو را حراست مى‎کند و تو مال را نگهبانى . مال از انفاق نقصان مى‎پذیرد و دانش با انفاق افزون مى‎گردد. آشنایى با دانش دینى است که بدان در روز قیامت پاداش داده مى‎شود و این امر براى انسان اطاعت در زندگى و یاد نیکو را پس از مرگش به دست مى‎آورد.

اى کمیل، دانش بهتر از مال است. علم تو را حراست مى‎کند و تو مال را نگهبانى . مال از انفاق نقصان مى‎پذیرد و دانش با انفاق افزون مى‎گردد. آشنایى با دانش دینى است که بدان در روز قیامت پاداش داده مى‎شود و این امر براى انسان اطاعت در زندگى و یاد نیکو را پس از مرگش به دست مى‎آورد.

منفعت مال با زوالش از میان مى‎رود. علم فرمانرواست و مغلوب .

اى کمیل، اندوزندگان دارایى از میان مى‎روند و حال آن که دانشمندان باقى هستند تا زمانى که روزگار پا برجاست. وجودهاى دانشمندان گم شده و صورت‎هاى آنها در دل‎ها موجود است.»

ثُمَّ قالَ: ها اِنَّ هیهُنا عِلْما وَ اشارَ اِلى صَدْرِهِ لَوْ اصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى اصَبْتُ لَقِنا غَیْرَ مَامُونٍ یَسْتَعْمِلُ آلَةَ الدِّینِ فى طَلَبِ الدُّنْیا وَ یَسْتَظْهِرُ بِحُجَجِ اللهِ عَلى اَوْلِیائِهِ وَ بِنِعَمِ اللهِ عَلَى مَعاصِیهِ، اوْ مُنْقادالِحَمَلَةِ الْعِلْمِ، لا بَصیرَةَ لَهُ فى انْحائِهِ .

یَنْقَدِحُ الشَّکُّ فى قَلْبِهِ بَاوَّلِ نْاعِقٍ مِنْ شُبْهَةٍ. اِلاّ لا ذا وَ لا ذاکَ. فَمَنْ هُوَ مَنْهُومٌ بِاللذَّاتِ، سَلِسُ الْقِیادِ اِلى الشَّهَواتِ وَ مُغْرَمٌ بِالْجَمْعِ وَ الادِّخارِ وَ لَیْسَ مِنْ دُعاةِ الدّینِ اقْرَبُ شَبَها بِهِ الانْعامُ یَمُوتُ الْعِلْمُ بِمُوتِ حامِلِیهِ.

آنگاه فرمود:

«هان: اینجا علم فراوانى است "با دست خویش به سینه‎اش اشاره فرمود" اگر براى آن، حاملان و آموزندگانى مى‎یافتم .

بلى مى‎یابم تیزهوش و زیرکى را که ابزار دین را براى کسب دنیا به کار مى‎بندد و با حجّت‎ها و براهین خداوند بر دوستانش برترى مى‎جوید و با نعمت‎هاى پروردگار بر گناهان خود مى‎افزاید، و یا مى‎یابم فرمانبردارى را که از اصحاب و حاملان دانش فرمان مى‎برد ولى در پهلوانش بصیرتى به علم ندارد، با نخستین کسى که به ندا در مى‎دهد شک و تردید در دل او زبانه مى‎کشد.

پس نه اهل امانت است و نه آن. یا کسى است که آزمند لذت‎ها و فرمانبردار شهوات است و یا کسى است که به مال اندوزى شیفته مى‎باشد و از دعوت کنندگان به دین نیست و شبیه‎ترین چیز به چهار پایان است، آرى دانش این چنین با مرگ صاحبانش از میان مى‎رود.»

ثُمَ قالَ: اللَّهُمَّ لا تَخْلُو الاَْرْضَ مِنْ قائِمِ بِحُجَّةٍ إمّا ظاهِرا مَشْهُورا وَ اِمّا خائِفًا مَغْمُورا، لِئَلاّ تَبْطُلَ حُجَجُ اللهُ وَ میثاقُهُ، کَمْ وَ ایْنَ؟ اولئِکَ الاَْقلُّونَ عَدَدا، وَ الاعْظَمُونَ قَدَرا، بِهِمْ یَحْفَظُ اللهُ حُجَجَهُ حَتّى یُودِعُها فى اَشْباهِهِم، هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقائِقِ الاُْمُورِ.

اى کمیل، اندوزندگان دارایى از میان مى‎روند و حال آن که دانشمندان باقى هستند تا زمانى که روزگار پا برجاست. وجودهاى دانشمندان گم شده و صورت‎هاى آنها در دل‎ها موجود است.

فَباشِرُوا رُوحَ الْیَقینِ، وَاسْتَلانُوا ما آسْتَوْعَرَ الْمُتْرَفُونَ و انِسُوا بِما اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ، صَحِبُوا الدُّنْیا بِابْدانٍ ارْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالَْمحَلِّ الاَْعْلى، یا کُمِیْل، اولئِکَ خُلَفاءُ اللهِ فى ارْضِهِ، وَ الدُّعاةِ اِلى بدینِهِ، آه، آه، شَوْقا اِلَیْهِمْ وَ اِلى رُؤْیَتِهِمْ، وَاسْتَغْفِرُوا اللهَ لَناوِلَهُمْ .

آنگاه فرمود:

«پروردگارا، زمین تهى نمى‎ماند از کسى که حجّت و دین خدا را برپا دارد و آن کس یا آشکار و مشهور است و یا ترسان "بر اثر تبهکارى" و پنهان است .

تا این که حجّت‎ها و پیمان خداوند باطل نگردد. اینان چقدرند و کجایند.

آنان از لحاظ شماره اندکند و از جهت قدر و منزلت با عظمتند. پروردگار با آنها حجّت‎هاى خویش را حفظ مى‎کند تا این که آنها این حجّتها را در مانندهاى خود بسپارد.

دانش و بصیرت با هم براى حقایق امور به آنها روى آورده. پس آنها روح الیقین را لمس کرده‎اند و آنچه را که ناز پروردگار به نعمت دشوار مى‎دانند آسان شمرده‎اند و به آنچه که از آن نادان‎ها وحشت کرده‎اند، خوى گرفته‎اند و با بدن‎هایى که روح‎هاى آنها به جاى بسیار بلند آویخته است در دنیا زندگى مى‎کنند.

اى کمیل، اینان جانشینان پروردگار در روى زمین هستند و دعوت کنندگان به دین او مى‎باشند. آه، آه، بسیار اشتیاق به آنها و به دیدار آنها دارم.»

 

پی‎نوشت:

1- نهج البلاغه، حکمت 147.